X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

کاشکی میشد تو بدونی چقدر دوستت دارم اما نمیشه

شنبه 20 مرداد 1397 ساعت 13:33

نمیشه دوستم داشته باشی با اینکه همه منو دوست دارند اما من اونها رو نمیخوام فقط تو رو میخوام تو هم مثل من گرفتار کسی هستی که اون تو رو  نمی خواد عجب دنیایه شیر تو شیریه گاهی خنده گاهی گریه اخ که چه روزگاریه سرم از غم سرگریبون که جه روزگاریه .. ما به هم برسیم چون  تو یکی  دیگه رو دوست داری که اون اصلا دوستت نداره من باید از این عشق یکطرفه بگذرم اما خیلی  سخته کمکم کن نذار اینجا تک و تنها  بمیرم فقط نکاه تو برام کافیه میدونم تو هیچ علاقه ای به من نداری اما چاره چیه اخه این رسم  روزگاره کسی رو که دوستش داری  اون تو رو دوست نداره کاش میشد من و تو دست هم رو بتونیم بگیریم کاش میشد من و تو با هم بمیریم تا شاید در دنیایی دیگه دست هم رو بتونیم بگیریم اونجایی که دیگه هیج آزاری  نباشه کاشکی میشد وقتی  پنجره خونه مونو باز میکنیم بتونیم همدیگرو ببینیم و با تمام وجود به هم عشق بورزیم ...عاشقم مثل رسیدن مسافری به انتها ...

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.